تبليغاتX
فاطمه یاس پهلو شکسته ی علی

 

 

فاطمه یاس پهلو شکسته ی علی
عشق یعنی عشق ناب فاطمه بیت الاحزان خراب فاطمه

کسی چون او روزه ی یک ساعته هرگز نگرفت...

 

                  

ماه نيمه ي رمضان كه سر بر مي آورد، دل بيش از پيش هوايي مي شود. به شب قدر مي رسد، شب وصال، شب كمال ، شب دعا و ندبه ، شب نزول رحمت، شب توبه و انابه و شب زدودن تيرگي هاي گناه از دل و شب ديدار يار. در دل اين شبهاي گرانقدر قدر ، نخلستانها مي گريند، نخل ها سوگوار مي شوند و عزادار، چاه از تنهايي خويش مي نالد و عرش خدا به لرزه در مي آيد و زمان در كالبد خويش به اندوه مي نشيند. جن و ملك نوحه عزا سر مي دهند و مسجد كوفه پريشان مي شود كه يار با وفايش قدم به صحن و سرايش نمي گذارد و مناره هايش از بانگ عشق خالي مي شود.

امشب صداي بانگ علي در مناره نيست

امشب شكوه نور به تاج ستاره نيست

امشب سكوت كوفه به دل زخم مي زند

در كوچه هاي شهر، اذان دوباره نيست

خادم مسجد كوفه ، پريشان و مضطرب در گوشه اي مي نشيند و چشم به در مي دوزد. انتظار پاياني ندارد ، اما از يار خبري نيست.

علي در بستر مرگ است مشغول نماز امشب

به خادم گو به مسجد خسرو خوبان نمي آيد

كوچه هاي كوفه از گام هاي پر مهر او تهي مي شود. سكوت فرياد مي زند. اما رد پايي و آوايي از گامهاي صلابت نور كوچه هاي كوفه را باموسيقي دلنوازش پر نمي كند. ديگر در خانه يتيمي دق الباب نمي شود، نان و خرمايي آورده نمي شود . كودك گرسنه شيون مي كند، فرياد مي زند ، پاي بر زمين مي كوبد.

يتيمي دامن مادر گرفته اشك مي ريزد

كه اي مادر چرا باباي ما طفلان نمي آيد

خورشيد از طلوع بي علي شرم دارد. غبار غم واشك ماتم همه جا را پر مي كند. اشك غربت در رگ ابديت جاري مي شود. كوفه در تب يار مي سوزد. مرغابيان بي تاب و بي قرار به اين سو و آن سو مي روند . آسمان مي گريد. ام كلثوم اشك آسمان را نظاره مي كند و اضطراب مهتاب را :"اي پدر امشب اين اضطراب كه در تو مي بينم براي چيست؟ " سخن عشق به فردا و فرداهاي تاريخ مي رسد...."به خداي كعبه رستگار شدم"

مسجد كوفه ببين عزم سفر كرد علي

با دلي خون ز تو هم قطع نظر كرد علي

مسجد كوفه مگر مسجدالاقصايي تو

كه ز محراب تو تا عرش سفر كرد علي

رفت آن شب كه به مهماني ام كلثوم

دخترش را ز غمي سخت خبر كرد علي

كس چو روزه ي يك ساعته هرگز نگرفت

چون كه افطار به هنگام سفر كرد علي

گر چه جانش سفر تير بلا بود آخر

پيش شمشير ستم فرق سپر كرد علي

ريخت بر دامن محراب ز فرق سر او

آنچه اندوخته از خون جگر كرد علي

گر چه در هر نفسي بود علي را معراج

غوطه در خون زد و معراج دگر كرد علي

 

تو این شبا که خدا از همه وقت بهمون نزدیکتره ومصادفه با شهادت مولامون از همتون التماس دعا دارم.....